درباره پیشگویی در خواب اثر :ارسطو ترجمه غلامی
درباره پیشگویی در خواب
ارسطو
ترجمه به انگلیسی: جی. آی. بیره
ترجمه از انگلیسی به فارسی: علی نجات غلامی
1.
در خصوص پیشگویی[1]ای که در خواب[2] رخ میدهد و گفته میشود بر اساس رؤیا[3] است، ما نه میتوانیم با خونسردی آنرا تحقیر و انکار کنیم و نه از آن اطمینان داشته باشیم. این واقعیت که همه افراد و یا بیشتر آنها میپندارند رؤیاها دارای مقصود خاصی هستند، گرایش دارد که باور بدان را با ما القاء کند؛ آنگونه باوری که متکی بر گواهی تجربه باشد؛ و در واقع این پیشگویی در رؤیاها، آنچنان که برخی تلقی میکنند که باید حقیقت داشته باشند، غیرقابلقبول نیست؛ چرا که حاکی از دلیل است؛ که از آن فرد میتواند یک شبهعقیده[4] صورت دهد که با همه رؤیاهای دیگر نیز ارتباط دارد. حال آنکه این واقعیت که دیدههای ما هیچ دلیل معقولی ندارند باعث گزارشی از چنین پیشگوییای میشود که متمایل است به ما بیاعتمادی را القاء کند. زیرا، علاوه بر نامعقولیت زیادهی آن، بیمعنا است توسل به این ایده که فرستنده چنین رؤیاهایی میباید خداوند باشد به سبب این واقعیت که کسانی که او این رؤیاها را برایشان میفرستد بهترین افراد و خردمندترین آنها نیستند بلکه مردمی میانهحالاند. با این حال اگر ما از علیت خدا انتزاع کنیم[5]، هیچ یک از علل دیگر که لحاظ شوند معقول به نظر نمیرسند. برای آن اشخاص خاص که بنا است در رؤیاها امور مقدر شده را از پیش در ستون های هرکول[6] یا در سواحل بوریستنز[7] ببینند، به نظر میرسد چیزی کشف میشود که توضیح آن فراتر از خرد[8] آدمی می رود. خب، پس رؤیاهای مورد بحث، میباید هم به مثابه علل[9]، هم به مثابه نشانهها(معلولها)[10] و هم به مثابه وقایع[11] و یا چیزهایی دیگر درمقام اموری همرخداد[12] تلقی شوند؛ حال چه همه آنها، چه برخی از آنها و چه حتی فقط یک مورد. من واژه "علت" را به این معنا بکار میبرم که [مثلاً] ماه علت کسوف خورشید است، یا در آن ضعف "نشانه(معلول)" تب است؛ یعنی در آن معنا که به سایه رفتن یک ستاره "نشانه"ای از کسوف است و خشکی زبان "نشانه"تب. در حالیکه مراد من از "همرخداد"، به فرض مثال، واقع شدن کسوف خورشید در حینی است که فردی دارد قدم میزند؛ چرا که قدم زدن نه نشانه کسوف است و نه علت آن و نه کسوفِ قدم زدن است. بنا بر این دلیل، امری همرخداد بر اساس قاعدهای کلی[13] یا عام[14] رخ نمیدهد. پس آیا ما میتوانیم بگوییم که برخی رؤیاها علتاند، برخی دیگر نشانه؛ مثلاً علت یا نشانهی حوادثی که در ارگانیسم بدنی رخ میدهند؟ در همه وقایع، حتی طبیعیدانان علمی[15] به ما میگویند که فرد میباید توجه جدیاش را به رؤیاها معطوف کند و بیان کند که این دیدگاه برای حتی آنهایی نیز که افرادی عملگر نیستند بلکه فیلسوفانی اندیشه ورز[16]اند معقول است. زیرا حرکاتی[17] که در طول روز رخ میدهند، بجز آنهایی که بسیار عظیم و شدید اند، در تقابل با حرکات بیداری که تاثیر برانگیزتراند دربستر دید نیستند. در هنگام خواب حالت متضاد این امر رخ میدهد، زیرا در آنهنگام حتی جزئیترین حرکات قابل توجه به نظر میآیند. این امر از آنچه که در هنگام خواب اتفاق میافتد روشن میشود؛ به فرض مثال، افراد خوابیده خیال میکنند که یک تندر یا آذرخش به آنها اصابت کرده است درحالیکه در واقع فقط یک جرقه کوچک دم گوش آنها زده شده است؛ یا اینکه آنها دارند از مزه عسل یا هر چیز شیرین دیگری لذت میبرند، درحالیکه فقط بلغم قورت میدهند؛ یا اینکه آنها از بین شعلههای آتش عبور میکنند و حرارت شدیدی احساس میکنند در حالیکه چیز ولرم کوچکی بر روی قسمتی از بدنشان افتاده است. هنگامی که بیدار میشوند، این چیزها برایشان با خصیصه راستینشان آشکار میشوند. اما از آنجا که آغاز همه حوادث، کوچک است، پس روشن است که آنهایی نیز که مربوط به بیماریها و یا سایر ابتلاء ها هستند در بدنمان رخ میدهند. در نتیجه، روشن است که این آغازها در هنگام خواب نسبت به لحظات بیداری میباید بدیهیتر باشند.
در واقع، نامعقول نیست که برخی تصورات که در هنگام خواب پیشروی ذهن میآیند ممکن است علل کنشهایی باشند که با هر یک از آنها همریشهاند. زیرا آنهنگام که ما در شرف انجام فعلی هستیم، یا درگیر هرگونه رشتهای از افعال هستیم، یا اینکه از قبل افعال خاصی را انجام دادهایم، ما دریک رؤیای واضح[18]، اغلب خودمان را وابسته به این افعال یا در حال انجام آنها میبینیم؛ و علت این امر این است که حرکت در رؤیا دارای راهی است که از طریق حرکتهای اصلیای که در طول روز رخ دادهاند، برایش هموار شده است. این امر دقیقاً اینگونه میباید رخ دهد، اگر چه کمی تناقض بر انگیر، که حرکاتی که در خواب از آغاز رخ میدهند می باید برای آنها نقاط آغازی از افعالی که در طول روز به انجام میرسند هموار شده باشد، زیرا روی دادن مجدد در روز اندیشیدن به این افعال نیز راه خود را دارا است که برایش در تصوراتی که قبلاً در شب در ذهن داشته است هموار شده است. بنابراین کاملاً درککردنی است که برخی رؤیاها میتوانند علت یا معلول باشند.
با این وجود، اغلب رؤیاها به مثابه همرخدادهایی صرف طبقهبندی میشوند، خاصه همه آنهایی که مفرطاند و آنهایی که در تمامیت آنها فرد خوابیده شهودی[19] ندارد؛ مثلاً به فرض نمونه، یک جنگ-دریایی، یا اموری که در دوردستها رخ میدهند. با توجه به این امر، طبیعی است این واقعیت پیش کشیده شود که هرگاه شخصی به چیزی توجه کند، دریابد که چیز مورد توجه، سپری میشود. درواقع، این امر چرا نمیباید در هنگام خواب نیز رخ دهد؟ در عوض محتمل این است که بسیاری از چنین چیزهایی میباید رخ دهند. پس هنگامی که فرد شخص خاصی را به یاد میآورد، این امر نه علت حضور آن شخص است و نه معلول آن، پس مصداق موازی رؤیا، برای کسی که آنرا دیده است نه معلول کمال آن است و نه علت آن، بلکه یک همرخداد صرف است. این واقعیت که بسیاری از رؤیاها کمالی ندارند، چرا که امور همرخداد بر طبق قانونی کلی یا عام رخ نمیدهند، از این رو است.
2.
در مجموع، از آنجا که یقینی است که حیوانات دیگر هم خواب میبینند، میتوان نتیجه گرفت که رؤیاها توسط خدا فرستاده نشدهاند، و برای این غرض نیز طرح نشدهاند. با این وجود آنها دارای جنبهای اسرار آمیزاند، چرا که طبیعت اسرار آمیز است، گرچه الهی نیست. یک نشانه این است: قدرت پیشبینی آینده و داشتن رؤیاهایی واضح در نزد افرادی با درجات نازل یافت میشود، که خود دال بر این است که خدا رؤیاهایشان را نفرستاده است، بلکه در عوض همه آنهایی که مزاجشان حراف و مالیخولیایی است، مناظر کل این توصیفات را میبینند؛ زیرا از آنجا که آنها حرکات بسیاری را از هر نوعی تجربه میکنند، آنها شانسِ داشتن تصاویری مشابه با واقعیات عینی را دارند، اقبال آنها در چنین موضوعاتی شبیه به اشخاصی است که در حال بازی تخته نرد هستند. چراکه اصلی که در قاعده قمارباز[20] توضیح داده میشود در مورد آنها نیز به خوبی صادق است: "اگر شما پرتاب بیشتری داشته باشید، شانس بیشتری دارید".
اینکه بسیاری از رؤیاها کمالی (تحققی)[21] ندارند، عجیب نیست، زیرا این امر نیز متکی بر بسیاری از علائم بدنی و نشانههای جوی مثل باد و باران است. زیرا اگر حرکتی دیگر رخ دهد که موثرتر از آنی باشد که از آن، نشانهی داده شده مشتق شده است، در حالیکه حادثه هنوز در آینده است، آن حادثه رخ نخواهد داد. بنابراین، بسیاری از چیزهایی که بنا است بوسیله عامل انسانی رخ دهند، گرچه خوب طرح ریزی شده باشند، با عاملیت اصول دیگری که قویتراند به هیچ منتهی میشوند. زیرا، به بیان عامتر، آنچه که قرار است رخ دهد در همه موارد آنچیزی نیست که در حال رخ دادن است؛ و نیز آنچه که در واقع دارد رخ میدهد همان چیزی نیست که قرار است رخ دهد. با این وجود، ما هنوز میباید در نظر داشته باشیم که آغازهایی[22] که همانطور که گفتیم پایانی در پی آنها نیست، در واقع آغازهایی هستند و نشانههایی طبیعی از رخدادهای خاصی هستند؛ حتی اگرچه آن رخدادها نیایند سپری شوند.
از آنجا که برای رؤیاهایی که مشتمل بر چنین آغازهایی نیستند، آنگونه که در اینجا وصف کردهایم، بلکه چنانند که اغراق در زمان، مکان و یا عظم اند؛ یا آنهایی که مشتمل بر آغازهایی هستند که اغراقی در هیچ یک از این جنبهها ندارند، در حالیکه هنوز افرادی که رؤیا میبینند آن موضوعات را پیش رو ندارند: مگر اینکه پیشبینیای که چنین رؤیاهایی حاصل میآورند نتیجه همرخدادی محض باشد، آنچه در پی می آید توضیحی بهتر خواهد بود نسبت به آنچه که دموکریتوس[23] پیشنهاد داده است؛ که خیالات[24] و تجلیات[25] را به مثابه علت آن در نظر میگرفت. از آنجا که، هنگامی که چیزی علت جنبش در آب یا هوا میشود، این حرکت خودش دیگری را حرکت می دهد، گرچه علت، دیگر از عاملیت افتاده است چنین جنبشی تا نقطه خاصی خودش را منتشر می کند، گرچه محرک اولیه دیگر حضور ندارد؛ درست به همین سان یک حرکت و ادراک حسیِ تابع آن میباید از اشیاءای که دموکریتوس از آنها بازنمایی و تجلی را میگیرد به روانهای در حال خواب برسند؛ که چنین حرکاتی به هر راهی که میرسند می بایست در شب ادراکپذیر تر باشند زیرا در چنین جریان حرکتی، آنها در طول روز بیشتر قابلِ ازهمپاشیدگی اند (زیرا در طول شب هوا کمتر آشفته است و باد کمتری میآید)؛ و آنها ممکن است در درون بدنی که در خواب است ادراک شوند؛ زیرا افراد در هنگام خواب نسبت به بیداری حساستر اند حتی نسبت به جنبشهای درونی ناچیزی. این ملاحظات روشن میکنند که چرا تجربه (مذکور) برای افراد میانه نه خردمندترین آنها روی میدهد. زیرا قاعدتاً هم در طول روز رخ میدهند و هم برای آن خردمندانی که خدا برای آنها رؤیا فرستاده است؛ اما همانطور که این موضوع را توضیح دادیم، این کاملاً طبیعی است که افراد میانه میبایست آنهایی باشند که پیشبینی دارند. چراکه ذهن چنین افرادی مشغول تفکر نیست بلکه متروکه یا کلاً بیکار است، و هنگامی که به یکباره حرکتی آغاز میشود ذهن آنها به طور منفعل محملی میشود که جهت آنرا حرکتی مشخص میکند که سوار بر آن است. با توجه به این واقعیت که برخی افراد که مستعد اختلالات روانی اند چنین پیشبینیهایی دارند، توضیح آن این است که حرکتهای ذهنی معمولی آنها مانع از حرکتهای بیگانه[26] نمیشوند، بلکه با آنها سرکوب میشوند. بدین دلیل است که آنها ادراک ویژه تیزی نسبت به حرکت های بیگانه دارند.
اینکه افراد خاصی بگونهای ویژه رؤیاهای واضحی دارند، مثلاً دوستانی صمیمی پیشبینیای دارند که تا حد خاصی در نسبت با رؤیای دیگری است، بنا به این واقعیت است که چنین دوستانی نسبت به یکدیگر بیشترین دلواپسی[27] را دارند. از آنجا که آشنایان یکدیگر را از فاصله دور سریعاً تشخیص میدهند و ادراک میکنند؛ پس آنها در خصوص جنبشهای حسانی مربوط به یکدیگر نیز چنین اند؛ زیرا جنبشهای حسانیای که به افرادی آشنا و شناخته شده ارجاع دارند خود نیز آشناتر اند. افراد سست مزاج[28]، به علت تهور[29]شان، به اصطلاح از دور پرتاب می شوند و در اصابت مهارت دارند؛ در حالیکه به علت بی قراری شان، دستههای از جنبشها در برابر اذهانشان به سرعت ردیف میشوند. زیرا یک دیوانه اگر حتی شعری از فیلائنیس[30] را از بر کند، آنچه که میگوید و میاندیشد با شباهت صرف به هم پیوند مییابد –مثلاً "افرودیت[31] و فرویدت[32]"- و بدین سان به صورت رشته ای متصل از اشیاء ادامه مییابد. علاوه بر این، به علت تهور شان، یک حرکت در درون آنها، مستعد نیست تا توسط سایر حرکتها در مسیرش متوقف شود.
ماهرترین معبر خواب[33] کسی است که قوهی مشاهدهی شباهت ها را دارد. هر کسی میتواند رؤیاهایی را که واضح یا سادهاند تعبیر کند. اما، هنگامی که از شباهتها حرف میزنم منظورم این است که تصورات در رؤیا متشابهاند با صورتهایی که در آب بازتاب مییابند، همانطور که در واقع قبلاً بیان کردیم. در مورد اخیر، اگر حرکت در آب عظیم باشد بازتاب، شباهتی با اصل آن ندارد، و نیز صورتها با اشیاء واقعی شباهت ندارند. در واقع، ماهر کسی است که در حال تفسیر این بازتابها باشد و بتواند سریعاً قطعات پراکنده و تحریف شدهی چنین صورتهایی را تمیز دهد و در یک نگاه اجمالی آنها را بفهمد، بنابراین درک کند که یکی بازنمایاننده یک انسان است، دیگری یک اسب و یا هر چیز دیگری به هر شکلی – و در مورد فهمیدن هر آنچه که آن رؤیا معنا میدهد به همین سان؛ زیرا جنبش درونی وضوح رؤیا را در هم میریزد.
بنا براین، اکنون دیگر مسائلی را که در خصوص خواب و رؤیا و علتی که هر کدام از آنها متکی بر آن است و نیز پیشگویی به مثابه نتیجه رؤیاها، در هر شکلی از آن، مطرح کردیم، مورد بحث قرار دادهایم.
اتمام 2/7/1389
[1] divination
[2] sleep
[3] dream
[4]a like opinion
[5] If we abstract from the causality of God
[6] Pillars of Hercules
[7] Borysthenes
[8] wit
[9] causes
[10] signs
[11] events
[12] coincidences
[13] universal
[14] general
[15] scientific physicians
[16] speculative philosophers
[17] movements
[18] vivid
[19]intitutive
[20] gambler’s maxim
[21] fulfilment
[22] beginnings
[23] Democritus
[24] phantoms
[25]emanations
[26] alien movements
[27] solicitous
[28] atrabilious persons
[29] impetuosity
[30] Philaenis
[31] Aphrodite
[32] Phrodite
[33] interpreter of dreams